نصب و حذف برنامه بدون وارد کردن گذرواژه

اگر نمی خواهید برای نصب و حذف برنامه با Software Center هر بار گذرواژه یا همون پسورد رو وارد کنید، راهش اینه:

 

sudo gedit /usr/share/polkit-1/actions/org.debian.apt.policy

در فایلی که باز میشه این قسمت رو پیدا کنید

org.debian.apt.install-or-remove-packages

بعد در قسمت defaults کلمات auth_admin و auth_admin_keep رو پیدا کنید و هر دو رو به yes تغییر بدید.

<action id="org.debian.apt.install-or-remove-packages">
 <description gettext-domain="aptdaemon">Install or remove packages</description>
 <message gettext-domain="aptdaemon">To install or remove software, you need to authenticate.</message>
 <defaults>
 <allow_any>yes</allow_any>
 <allow_inactive>yes</allow_inactive>
 <allow_active>yes</allow_active>
 </defaults>
 </action>

به این ترتیب فقط یک بار پسورد پرسیده میشه و بعدش دیگه میتونید برنامه‌های بعدی رو بدون وارد کردن پسورد نصب کنید
منبع.

دریافت و ارسال ایمیل Exchange در لینوکس

اگر مثل من بدشانس باشید و شرکتتون از Exchange مایکروسافت برای ایمیل، دفترچه آدرس و تقویم استفاده کنه، مجبورید از Outlook استفاده کنید و اگر نخواهید ویندوز استفاده کنید، به مشکل بر می‌خورید.

کلاینتهای ایمیل مثل Thunderbird و Claws از Exchange پشتیبانی نمی‌کنن.

کلا با جستجوهایی که کردم سه تا راه حل وجود داره:

۱. استفاده از ExQuilla

یک افزونه برای Thunderbird که متاسفانه بعد از مدتی پولی شد. البته تا ۶۰ روز میشه رایگان استفاده کرد. آدرس سایت: https://exquilla.zendesk.com/

۲.استفاده از DavMail

یک برنامه جاوایی کوچک که به عنوان یک پروکسی بین سیستم شما و سرور Exchange عمل می‌کنه. باید آدرس سرور رو بهش بدید و بعد Thunderbird (یا کلاینت دلخواهتون) رو تنظیم کنید که به جای سرور اصلی به DavMail وصل بشه.

برای دانلود و راهنمای نصب به سایتش مراجعه کنید. http://davmail.sourceforge.net/

این راهنما هم خوبه.

۳.استفاده از Evolution

ظاهرا Evolution هم می‌تونه Exchange رو ساپورت کنه. باید بسته‌های evolution-mapi و evolution-ews رو حتما نصب کنید.

فعال کردن compositing نرم‌افزاری در لینوکس

اگر از مدیر پنجره‌های سبک مثل Openbox استفاده می‌کنید، شاید دقت کردید که حرکت پنجره‌ها و منوها خیلی خشک و بی‌ظرافت انجام میشه و بعضی برنامه‌ها که نیاز به compositing دارن (مثل Docky) درست کار نمی‌کنن. هیچ افکت خاصی اجرا نمیشه و کلا حس می‌کنید دارید با ویندوز ۹۵ کار می‌کنید.

برای حل این مشکل باید software compositing رو فعال کنید.

به طور خلاصه، کامپوزیتینگ همون چیزیه که باعث میشه افکتهای تصویری دوبعدی و سه بعدی مثل محو شدن منو ها و لرزش آیکن‌ها و … در محیط دسکتاپ ایجاد بشه. compton می‌تونه کامپوزیتینگ رو به مدیرپنجره‌هایی که این قابلیت رو ندارند، اضافه کنه.

 

Compton is a lightweight, standalone composite manager, suitable for use with window managers that do not natively provide compositing functionality.

حالا میرسیم به مراحل نصب:

sudo apt-get install compton 

بعدش

gedit ~/.compton.conf

و این کدها رو داخل فایل قرار بدید:

backend = "glx";
paint-on-overlay = true;
glx-no-stencil = true;
glx-no-rebind-pixmap = true;
vsync = "opengl-swc";

# These are important. The first one enables the opengl backend. The last one is the vsync method. Depending on the driver you might need to use a different method.
# The other options are smaller performance tweaks that work well in most cases.
# You can find the rest of the options here: https://github.com/chjj/compton/wiki/perf-guide, and here: https://github.com/chjj/compton/wiki/vsync-guide

# Shadow
shadow = true; # Enabled client-side shadows on windows.
no-dock-shadow = true; # Avoid drawing shadows on dock/panel windows.
no-dnd-shadow = true; # Don't draw shadows on DND windows.
clear-shadow = true; # Zero the part of the shadow's mask behind the window (experimental).
shadow-radius = 7; # The blur radius for shadows. (default 12)
shadow-offset-x = -7; # The left offset for shadows. (default -15)
shadow-offset-y = -7; # The top offset for shadows. (default -15)
shadow-exclude = [
"! name~=''",
"n:e:Notification",
"n:e:Plank",
"n:e:Docky",
"g:e:Synapse",
"g:e:Kupfer",
"g:e:Conky",
"n:w:*Firefox*",
"n:w:*Chrome*",
"n:w:*Chromium*",
"class_g ?= 'Notify-osd'",
"class_g ?= 'Cairo-dock'",
"class_g ?= 'Xfce4-notifyd'",
"class_g ?= 'Xfce4-power-manager'"
];

# The shadow exclude options are helpful if you have shadows enabled. Due to the way compton draws its shadows, certain applications will have visual glitches
# (most applications are fine, only apps that do weird things with xshapes or argb are affected).
# This list includes all the affected apps I found in my testing. The "! name~=''" part excludes shadows on any "Unknown" windows, this prevents a visual glitch with the XFWM alt tab switcher.

# Fading
fading = true; # Fade windows during opacity changes.
fade-delta = 4; # The time between steps in a fade in milliseconds. (default 10).
fade-in-step = 0.03; # Opacity change between steps while fading in. (default 0.028).
fade-out-step = 0.03; # Opacity change between steps while fading out. (default 0.03).
#no-fading-openclose = true; # Fade windows in/out when opening/closing

detect-client-opacity = true; # This prevents opacity being ignored for some apps. For example without this enabled my xfce4-notifyd is 100% opacity no matter what.

# Window type settings
wintypes:
{
tooltip = { fade = true; shadow = false; };
};

حالا باید کاری کنیم که در شروع نشست، compton اجرا بشه:

gedit ~/.config/autostart/compton.desktop

و داخلش این رو وارد کنید:

#!/usr/bin/env xdg-open
[Desktop Entry]Version=1.0
Terminal=false
Type=Application
Name=compton
Exec=/usr/bin/compton -b 
Icon= 
Name[en_US]=compton

و ذخیره کنید.

حالا اجراییش کنید:

chmod +x ~/.config/autostart/compton.desktop

اینجوری در دسکتاپهای سبک مثل LXDE و … افکتهای جذابتر و زیباتری خواهید داشت و می‌تونید Docky رو هم استفاده کنید.

ضمنا یه برنامه دیگه به اسم gcompmgr هم برای این کار وجود داره که رابط گرافیکی داره. کافیه نصب کنید و کامپوزیتینگ رو روشن کنید.

 

منبع

گرگان، بهشت ناشناخته

هفته گذشته برای اولین بار به گلستان رفتم و گرگان و گنبد رو از نزدیک دیدم.

مسحور طبیعتش شدم و تعجب کردم که چرا مردم بیشتر به این استان سفر نمی کنن.

بعضی مناظر و دشتهاش شبیه کشورهای اروپایی دامنه آلپه.

خود شهر گرگان رو هم خیلی تمیز و زیبا دیدم.

علاوه بر این جاذبه هایی مثل جنگل نهار خوران، النگ دره، کورس اسب دوانی، جشنواره اسبهای زیبا داره.

و شاید کلی جاذبه های بیشتر که من فرصت نکردم ببینم.

 

Image

ImageImageImageImage

فایرفاکس در لینوکس

به نظرم استفاده از فایرفاکس موجود در مخازن توزیع ها کار اشتباهیه. چون خودش آپدیت نمیشه و ممکنه یادتون بره (به موقع) آپدیتش کنید.

من همون tarball فایرفاکس رو از سایتش دانلود می کنم، تو home اکسترکت می کنم و شورتکاتهای سیستم رو آدرس دهی می کنم که به اون اشاره کنن.

مثلا اگر از kde استفاده می کنید، منوی اصلی رو ادیت کنید. فایرفاکس رو پیدا کنید و تنظیمش کنید که به جای کامند firefox که همون
/usr/bin/firefox
هست،
/home/USERNAME/firefox/firefox
رو اجرا کنه.

یا اصلا بزنید فایرفاکس نصب شده از مخازن رو پاکش کنید و برای فایرفاکس خودتون شورتکات دستی بسازین.

اینجوری فایرفاکس خودبخود آپدیت میشه، مثل ویندوز و مک.

در باب مد

یکی دو هفته پیش سفری به قشم داشتم.

خیلی از محلی ها لباس عربی (دشداشه) پوشیده بودن و من اول خیال کردم بومی ها، عرب زبانن.

اما وقتی با یکی از ساکنان صحبت کردم گفت نه اینها عرب نیستن. ولی چون به دوبی زیاد رفت و آمد می کنن، دوست دارن شبیه اونها باشن. حتی دخترهاشون سعی می کنن شبیه دخترهای دوبی باشن و به همین خاطر عبا و چادر عربی می پوشن.

یه جورایی انگار مد به شهری بستگی داره که برای مردم هر منطقه ای مرکزیت داره. و جالبه که گاهی پیروی از مد باعث میشه خانوم ها بیشتر بپوشن، نه کمتر.

پ.ن: به خاطر کوتاه نویسی و اینکه حوصله شما رو سر نمی برم از خودم تشکر می کنم.

یک TTS عالی برای اندروید

یک TTS خوب برای اندروید پیدا کردم که هر متن انگلیسی رو که بهش بدید خیلی خوب و طبیعی براتون می‌خونه. واقعا با این Text-to-speech های معمول فرق می‌کنه و صداش خیلی طبیعی هست و حس نمی کنید یه روبات داره متن رو براتون میخونه. لهجه بریتانیایی یا آمریکایی رو می‌تونید انتخاب کنید.

1

IVONA Text-to-Speech HQ

https://play.google.com/store/apps/details?id=com.ivona.tts

فایل صدا (آمریکایی)

https://play.google.com/store/apps/details?id=com.ivona.tts.voicebeta.eng.usa.kendra

فایل صدا (بریتانیایی)

https://play.google.com/store/apps/details?id=com.ivona.tts.voicebeta.eng.gbr.amy

بعد از نصب هم باید برید به

Settings > Language & Input > Text-to-speech Output

و فعالش کنید.

حالا Voice Reading رو نصب کنید:

https://play.google.com/store/apps/details?id=com.noinnion.android.voicereading

الان از داخل هر برنامه‌های که داره متن انگلیسی رو نشون میده (مثلاً Chrome) می‌تونید گزینه Share رو بزنید و Voice reading رو انتخاب کنید و اون هم متن رو میده به Ivona که براتون می‌خونه.

حالا شما انگار یک دوست خارجی دارید که متن رو براتون میخونه و تلفظ‌ها رو به صورت صحیح می شنوید.

برای چک کردن معنی لغات هم پیشنهاد می‌کنم QuickDict رو نصب کنید که تو نوار بالای صفحه می شینه و هر وقت نیازی به چک کردن معنی کلمات داشتید به راحتی در دسترسه، بدون اینکه نیاز باشه از برنامه اصلی خارج بشید.

چگونه قلم فارسی گوشی Samsung Galaxy Note را تغییر دهیم؟

برای تغییر فونت فارسی در این گوشی باید فایل سیستم رو به صورت R/W سوار یا mount کنید.

این کار رو می‌تونید با برنامه ES Explorer انجام بدید.

قلم فارسی مورد نظرتون رو rename کنید و اسمش رو بذارید GS45_Arab_AndroidOS.ttf

و بعد اون رو به جای فایلی به همین نام در مسیر

/system/fonts/

کپی کنید.

همین

راه حلی عالی برای اصلاح گاف‌های تایپی

برای خیلی از ما پیش اومده که چند خط مطلب رو تایپ کردیم و بعد که نگاهی به صفحه نمایش انداختیم با انبوهی از مهملات مواجه شدیم، فقط به خاطر اینکه زبان کیبورد درست انتخاب نشده.

یکی از دوستان در توییتر افزونه‌ای معرفی کرد که می‌تونه این گاف های تایپی رو در فایرفاکس اصلاح کنه.

افزونه EasyFa به شما کمک می‌کنه هر متنی رو که تایپ کردید با زدن کلید Ctrl+F12 از انگلیسی به فارسی یا یرعکس تبدیل کنید.

مثلا اگر در جایی نوشته باشید «بهقثبخط» با زدن کلید مربوطه به «firefox» تبدیل می‌شه.

EasyFa

رقابت

وقتی مدرسه ابتدایی می‌رفتم به شدت استرس داشتم و اهل رقابت بودم. از شکست بدم میومد.  حتی یک لحظه «برنده نبودن» رو نمی‌تونستم تحمل کنم.  سر ۲۵ صدم نمره یا سر برد و باخت فوتبال دعوا میکردم، حرص می‌خوردم …  حتی مدرسه رو به هم می‌ریختم

پدرم برای اینکه استرس من رو از بین ببره شروع کرد به تلقین کردن اینکه نمره مهم نیست. دلیلی نداره نگران نمره‌هام باشم. یا به خاطر درسهام استرس داشته باشم.. و کم کم همینطوری شدم. اهمیتش برام کمتر و کمتر شد.. و حتی تعمیم دادم به بقیه جنبه‌های زندگی. رقبت، حسادت و چشم و هم چشمی برای من نمرد اما خیلی خیلی کمرنگ شد.. چیزهای خیلی کمی بوده که به نظرم ارزش رقابت و جنگیدن رو داشته باشه…

 این خیلی کمکم کرد، باعث شد مراحل مهم مثل کنکور و  اینها رو به راحتی پشت سر بذارم.. بدون استرس.

ولی الان حس می‌کنم به اون تشنگی، به اون عطش، به اون حرص و جوشها نیاز دارم. نیاز دارم جاه طلب تر باشم و از باخت  بیشتر برآشفته بشم… سالهاست که با کسی رقابت نکردم. جای رقابت تو زندگیم خالیه. و دنبال چیزی هستم که ارزش رقابت داشته باشه

من همینجوری می‌نویسم. نوشته هام مقدمه و موخره نداره. حوصله‌شو ندارم و البته نیازی هم نمی‌بینم. زمانی هم که مدرسه میرفتم امتحان ها رو همینطوری جواب میدادم. هر چی که به ذهنم میرسید می‌نوشتم و حتی برنمیگشتم دوباره مرور کنم. . شاید یه جورایی خودِ واقعی آدم بهتر بروز کنه اینجوری.

آهسته و پیوسته

یکی از چیزهایی که ضمن فعالیتهای گنولینوکسی خودم یاد گرفتم اینه که در هر پروژه بهتره اهداف کوچک و کم حجم تعریف کنم و در هر قدم به یکی از این اهداف کوچک برسم.

داشتن ایده‌های بلندپروازانه و بزرگ خیلی خوبه ولی اگر چنین اهدافی وجود داره بهتره آدم پروژه رو به تکه‌های خیلی کوچک تقسیم کنه و قدم به قدم به هدف نزدیک بشه. اینطوری هم خسته و دلزده نمیشه، هم به دلیل دادن قول‌های آنچنانی و برآورده نشدن اونها پیش مخاطبان بی اعتبار نمیشه و هم با رسیدن به هر کدوم از هدف‌های کوچک، یک بار حس قشنگ پیروزی رو تجربه می‌کنه.

 

این نه آن است

دوست عزیزی دارم  که زمانی خیلی با هم معاشرت داشتیم .

یک روز از من انتقاد کرد و گفت مهدی تو فلان اخلاق بد رو داری. حسابی برآشفته شدم چون از کودکی از اون رفتار خاصی که اشاره می‌کرد بیزار بودم.

در جواب شاکی شدنِ من گفت: ببین مهدی تو اون اخلاق رو دوست نداری، میدونی که بده، و نمی‌خوای اون رو داشته باشی، ولی اینها تضمین نمی‌کنه که اون اخلاق روواقعا  نداشته باشی.

گاهی ما خبر بدی می‌شنویم، خبر جنایت، ظلم، و اینکه از اون خبر منزجر یا آشفته می‌شیم رو به حساب این میگذاریم که خودِ ما از اون بدی و پلیدی بَری و منزه هستیم…. صدالبته به شکل ناخودآگاه.

به این گزاره دقت کنید:

من بر علیه ظلم توییت کرده‌ام پس ظالم نیستم.

موافقت ۷۰ درصد بریتانیایی ها با فیلتر شدن موقت توییتر و فیسبوک

امروز به طور اتفاقی به خبری برخوردم که خیلی برام تعجب آور بود. ابتدا ترجمه آزاد و مختصری از خبر رو بخونید:

طبق نتایج یک نظرسنجی حدود ۷۰ درصد بریتانیایی‌ها با فیلتر شدن موقت فیسبوک و توییتر در زمان آشوب و شورش موافقند.
بعد از شورش های اخیر که دو سه ماه پیش در لندن و بقیه شهرها اتفاق افتاد، نخست‌وزیر دیوید کامرون گفته بود که ممکن است دولت سایتهای توییتر و فیسبوک را موقتا مسدود کند تا معترضان نتوانند از آنها برای سازماندهی شورش و بلوا استفاده کنند.

همین سخن کافی بود تا حملات مدافعان آزادی و حریم خصوصی به کامرون شروع شود. پیش بینی می‌شد که مردم هم به هیچ وجه زیر بار سانسور نروند، حتی اگر سانسور برای (یا به بهانه) پیشگیری از آشوب باشد.

اما نظرسنجی‌ای که به تازگی انجام شده نشان می‌دهد ۴۸ درصد بریتانیایی ها کاملا و ۲۲ درصد نیز «تا حدودی» با چنین کاری موافقند!

جالبتر اینکه ۴۲ درصد فکر می‌کنند که شبکه‌های اجتماعی باید اطلاعاتِ واقعیِ بیشتری از اعضای خود داشته باشند و ۴۹ درصد هم گفته‌اند که دولت برای مهار آشوب‌ها به منابع اطلاعاتی بیشتری نیاز دارد.

البته جزییات نظرسنجی اختلاف فاحشی بین نظر جوانترها و میانسال‌ها نشان می دهد. تنها ۲۸ درصد افراد بین ۱۸ تا ۲۴ ساله با فیلتر شدن موقت فیسبوک و توییتر موافقند در حالی که ۶۰ درصد افراد مسن‌تر کاملا موافق این اقدام هستند.

همه می‌دونیم که گفتمان حفظ حریم خصوصی و هم گفتمان گردش آزاد اطلاعات و مخالفت با سانسور از گفتمانهای رایج و غالب دنیای امروزه و آگاهان و فعالان اجتماعی تلاش زیادی برای گوشزد کردن اهمیت این مطلب به خرج میدن، و انتظار میره در اروپا مردم نسبت به این مساله خیلی حساس باشن.
اینکه اکثریت مردم موافق سانسور دولتی باشن، و حتی از شبکه‌های اجتماعی بخوان اطلاعات خصوصی بیشتری از زندگی مردم جمع‌آوری کنن و این اطلاعات رو در مواقع ضروری در اختیار دولت بذارن خیلی عجیب به نظر میاد!

میشه چند دلیل برای این فرض کرد:

  • نا‌آگاهی مردم از تهدیدی که برای آزادی و حریم خصوصی اونها وجود داره
  • نداشتن درک کافی از خطرات سانسور به دلیل بزرگ شدن و رشد کردن در یک جامعه آزاد. شاید نمی‌دونن این آزادی اونها برای بسیاری از مردم این سیاره مثل رویا هست!
  • اعتماد بیش از حد به دولت وایمان به اینکه دولت فقط دنبال امنیته و قصد تهدید آزادی ما رو نداره
  • خاطره بد شورش‌ها و ترس شدید از اینکه دوباره شورش و بلوا تکرار بشه

شما چی فکر می‌کنید؟

تلاشهایی نافرجام و یک ایده خام!

همیشه یکی از دغدغه‌های من این بوده که مطالب جالبی رو که موقع وبگردی پیدا می‌کنم جایی ذخیره و دسته بندی کنم، تا اگر روزی به اونها نیاز پیدا کردم در دسترس من باشند.

تقریبا همه وبگردی من در باره گنولینوکس و نرم‌افزارهای آزاد هست.. ، و هر روز به چیزهای جالبی برمی‌خورم که دوست ندارم با بسته‌شدن تبهای فایرفاکس همه اونها به فراموشی سپرده بشن.

برای سازماندهی مطالبِ آنلاین راه‌حل های زیادی هست، سرویسهای بوکمارکینگ آنلاین هم یکی از کاربردهاشون همینه.
اما هیچکدوم اون چیزی نبودن که من در ذهن داشتم. حالت ایده‌ال برای من این بود که لینک مطالب رو خیلی سریع ذخیره کنم، و برچسب بزنم طوری که بعدا به راحتی قابل  جستجو کردن باشه و ضمنا بتونم با دیگران به اشتراک بذارم.

عاقبت تنها چیزی که به ذهنم رسید یه سایت با وردپرس بود به این دلایل:

  • با فابلیت categories وردپرس دسته‌بندی مطالب آسون میشه.
  • دسته‌ها رو میشه به اشکال مختلف (ابر (cloud)، منو و ….) نشون داد.
  • امکان ساخت صفحه و منو بر اساس category ها وجود داره
  • جستجو در درون سایت هم به صورت داخلی و هم با Google  آسونه
  • میتونه همزمان هم دفترچه یادداشت من باشه و هم برای دیگران به راحتی در دسترس باشه

اینطور شد که دامنه iGeek.ir رو ثبت کردم و کار رو شروع کردم. قراره برنامه‌ها، سایتها و کلا هر چیزی مرتبط با برنامه‌های آزاد و رایگان می‌بینم اینجا یادداشت کنم.

این سایت نه قراره سایت دانلود باشه و نه مرجع  و نه قراره چیزی رو آموزش بده. هر مطلب یکی دو خط بیشتر نیست، اسم برنامه، کاری که انجام میده و لینک سایت اصلی اون، به علاوه یک یا چند برچسب. فکر می‌کنم به مرور تبدیل به یه بانک اطلاعاتی نسبتا بزرگ بشه. شاید روزی به جایی برسه که به درد همه بخوره و هر کس با جستجو کردن نیازهای خودش بتونه برنامه‌های خوب و جالبی رو پیدا کنه. امیدوارم!.

همکاری:

کلا اساس این سایت بر مینیمال بودن و اختصار هست. هر پست چیزی نیست به جز یک یا دو خط معرفی برنامه و یه لینک . مهمترین چیز برچسبهای مناسب و دقیقه.

اینطوری نویسنده‌ یا نویسنده‌ها بعد از مدتی دچار خستگی نمی شن و کم نمیارن چون نوشتن هر پست یک دقیقه‌هم طول نخواهد کشید.

اگر ایده یا پیشنهاد بهتری دارید خوشحال میشم بشنوم. اگر هم مایل به همکاری هستید که چه بهتر! حتما خبرم کنید!

ما و دفاع از نرم‌افزار آزاد: چرا و چگونه؟

جلسه دیروز لاگ خیلی خوب و لذتبخش بود. درسته همیشه همین بچه‌ها رو می‌بینیم، با هم احوالپرسی می‌کنیم و از با هم بودن لذت می‌بریم ولی دیروز از یه لحاظ خیلی خوب بود: دور هم نشستیم و خیلی خوب بحث کردیم. همه خوب گوش کردیم و با احترام و لبخند نظرمون رو گفتیم.

بحث هم راجع به همین داستان جابز و استالمن بود و یه سری حرفهایی که تو وبلاگها زده شده بود و چیزهایی که گفته نشده بود.

نتیجه‌ای که خود من از این بحثها گرفتم اینه:

۱- نوع واکنش کاربران اپل و ویندوز به صحبتهای استالمن نشون داد اکثر اونها پیام رو به درستی دریافت نکردن. این نشون میده ما در بیان و توضیح فلسفه نرم‌افزار آزاد کم‌کاری کردیم یا لااقل خیلی موفق نبودیم. شاید خیلی هم عجیب نباشه کسی که اصلاً از داستان نرم‌افزار آزاد خبر نداره صحبتهای استالمن براش خیلی سنگین و غیرقابل هضم و حتی توهین‌آمیز به نظر بیاد.

۲- با توجه به واکنش اونها ما در صدد پاسخ‌گویی بر اومدیم ولی رویکردی که در پاسخ دادن انتخاب کردیم قابل بحثه. منظورم چیه؟ ببینید نوع جوابهایی که بچه‌های ما در بلاگها و فروم‌ها به کاربران اپل دادن یکی از این ۳ حالت بود:

الف) نقد شخصیت جابز، نشون دادن شارلاتان و متقلب بودن او و اینکه واقعاً اینقدر بزرگ نبوده که یه عده ازش بت بسازن.

ب) بحث در باره قدرت، انعطاف و برتری‌های فنی گنو و کلاً نرم‌افزارهای آزاد. یه گروه از بچه‌ها مرتب آپاچی و لینوکس و سرورهای گنولینوکسی و …. رو تو سر اپلی‌ها کوبیدن تا نشون بدن ما یه آلترناتیو مناسب و قابل دفاع داریم

ج) نقد روشهای شرکتهای انحصاری در سطح کلان. تلاش اونها برای در انحصار گرفتن دانش و فناوری، خفه کردن رقبا، تجاوز به حریم شخصی و حقوق کاربران و دزدی اطلاعات و…

رویکرد الف خیلی هم خوب و لازمه، بهترین نمونه پست عباس بود که انعکاس فوق‌العاده‌ای داشت و به نوعی یه شوک مثبت به جامعه فناوری ایران وارد کرد. در شرایطی که همه در باب کمالات جابز داد سخن می‌دادن و با افراط های خاصِ ما ایرانی‌ها اون رو تا عرش اعلا بالا برده بودن این نوشته تصویر واقعی تری از شخص جابز نشون داد و همه رو متوجه بخش پنهان ماجرا کرد. در‌واقع نقدی بود به این فرهنگ مرده‌پرستی و قهرمان سازی ما.

رویکرد ب هم در جای خودش خوبه و استدلالهای زیادی میشه آورد در این باب که گنو فقط حرف نیست بلکه در عمل هم میوه داده و میوه‌های اون تعدادی از بهترین نرم‌افزارهای دنیا هستند که شاید حیات اینترنت به وجود اونها گره خورده.

اما آیا اون خطی که باید دنبال بشه فقط اینهاست؟ من میگم نه.

هر دو مورد الف و ب مهم هستند ولی نه به اندازه مورد ج. اون چیزی که الان تبدیل به یه چالش شده ناآگاهی مردم نسبت به خطراتی هست که گریبانشون رو گرفته و شاید در آینده به شکل خیلی خوفناک و علنی‌تری آشکار بشه.

این همون چیزی است که استالمن و ریموند رو نگران کرده. هر دو به کیفیت و جذابیت محصولات اپل اذعان کردن. هر دو از واژه cool استفاده کردند که نشون میده در اینکه اپل محصولات اغوا کننده‌ای داره بحثی ندارند. نگرانی اونها اینه که این جذابیت باعث ایجاد پرده‌ای جلوی چشم انسان‌ها شده، به شکلی که حتی اگر بدیها و خطرات «فرهنگ اپل» هم به اونها گفته بشه درکش نمی‌کنند، چرا که مجذوب و وابسته به محصولات اپل هستند. همون چیزی که باعث شد یکی از اپلی‌ها در کامنت دردناک خودش بگه: «آقا من اصلاً دوست دارم اپل آزادی منو ازم بگیره.»

پس اینکه ما بیاییم شخص جابز رو بکوبیم (=الف) یا از نظر تکنیکی اپل رو زیر سؤال ببریم یا از قدرت سیستم‌های آزاد حرف بزنیم (=ب) هرچند خوب و لازمه ولی هیچ کدوم اون خط اصلی رو دنبال نمی کنه. البته وقتی میگم خط اصلی منظورم این نیست که ما باید مقلد استالمن یا ریموند باشیم و به نوعی نگاهمون همیشه به دهان اونها باشه. اگر این رو میگم فقط به این خاطر هست که حس می‌کنم استالمن در این مقطع زمانی خاص داره راست میگه. حالا ممکنه بعداً حرفهایی بزنه که کاملاً مخالفش باشیم.

اینکه شخصیت جابز رو زیر سؤال ببریم یا بحث فنی کنیم فایده زیادی برای ما نداره، باید نشون بدیم خطرهایی که ازش صحبت میشه واقعاً چیه؟ اینکه اپل فلان روش رو دنبال می کنه چرا باید نگران کننده باشه؟ و چرا مصرف کننده باید به چنین مسایلی توجه کنه. این‌ها چیزهایی هست که باید دنبال کنیم و بگیم و بنویسیم. یعنی بریم روی بُعد اجتماعی و فرهنگی مسأله تأکید کنیم، و دقیقاً در اینجا هست که ما دستِ بالا رو داریم و خیلی حرف برای گفتن داریم. اگر بتونیم خطر رو درست بیان کنیم، اصلاً نیازی نیست که از گنولینوکس و نرم‌افزارهای آزاد خیلی دفاع کنیم. چون حتی اگر شخصی عمیقاً اعتقاد داشته باشه که گنولینوکس یه سیستم بدردنخور و سخت و مزخرف هست باز هم اون رو به خاطر آزاد بودنش ستایش خواهد کرد و فرق بنیادی اون رو با بقیه فناوری‌ها خواهد فهمید. ضمن اینکه با بی‌اعتماد شدن به انحصارطلب ها راه برای گرایش او به نرم‌افزار آزاد هموار خواهد شد و احتمال جذب شدنش هم بیشتر.

اگر بتونیم خطر رو درست توضیح بدیم (یعنی مورد ج) اونوقت جا برای بحث فنی باز میشه. در‌واقع اگر بحث رو تکنیکی کنیم همیشه جا برای سلیقه‌های مختلف وجود داره و نمی‌تونیم همه رو قانع کنیم که از نرم‌افزارهای آزاد استفاده کنن. یه بحثی شکل میگیره شبیه مجادلات طرفداران اپل و اندرویید که به نظرم بحثهای بچه‌گانه و بی ثمر و پایین‌تر از شأن گنو هست. در حالی که چیزی که ما داریم ازش میگیم یا چیزی که ما باید ازش حرف بزنیم، فراتر از اینهاست. شاید این نمونه خوبی باشه از رویکرد روشنگرانه‌ای که مد نظر من هست.

شاید به خاطر روش ما باشه که همچین پست‌هایی نوشته میشه، ملت خیال می‌کنند که ما اصرار داریم راحتی و زیبایی مک رو رها کنید و بیایید از گنولینوکس استفاده کنید، یعنی ارزش حرفهای خودمون رو خودمون تقلیل دادیم به یه سری جدل‌های تکنیکی و نتونستیم پیام واقعی نرم‌افزار آزاد رو به درستی بیان کنیم.

امیدوارم منظورم رو خوب بیان کرده باشم.