در باب مد

یکی دو هفته پیش سفری به قشم داشتم.

خیلی از محلی ها لباس عربی (دشداشه) پوشیده بودن و من اول خیال کردم بومی ها، عرب زبانن.

اما وقتی با یکی از ساکنان صحبت کردم گفت نه اینها عرب نیستن. ولی چون به دوبی زیاد رفت و آمد می کنن، دوست دارن شبیه اونها باشن. حتی دخترهاشون سعی می کنن شبیه دخترهای دوبی باشن و به همین خاطر عبا و چادر عربی می پوشن.

یه جورایی انگار مد به شهری بستگی داره که برای مردم هر منطقه ای مرکزیت داره. و جالبه که گاهی پیروی از مد باعث میشه خانوم ها بیشتر بپوشن، نه کمتر.

پ.ن: به خاطر کوتاه نویسی و اینکه حوصله شما رو سر نمی برم از خودم تشکر می کنم.

یک TTS عالی برای اندروید

یک TTS خوب برای اندروید پیدا کردم که هر متن انگلیسی رو که بهش بدید خیلی خوب و طبیعی براتون می‌خونه. واقعا با این Text-to-speech های معمول فرق می‌کنه و صداش خیلی طبیعی هست و حس نمی کنید یه روبات داره متن رو براتون میخونه. لهجه بریتانیایی یا آمریکایی رو می‌تونید انتخاب کنید.

1

IVONA Text-to-Speech HQ

https://play.google.com/store/apps/details?id=com.ivona.tts

فایل صدا (آمریکایی)

https://play.google.com/store/apps/details?id=com.ivona.tts.voicebeta.eng.usa.kendra

فایل صدا (بریتانیایی)

https://play.google.com/store/apps/details?id=com.ivona.tts.voicebeta.eng.gbr.amy

بعد از نصب هم باید برید به

Settings > Language & Input > Text-to-speech Output

و فعالش کنید.

حالا Voice Reading رو نصب کنید:

https://play.google.com/store/apps/details?id=com.noinnion.android.voicereading

الان از داخل هر برنامه‌های که داره متن انگلیسی رو نشون میده (مثلاً Chrome) می‌تونید گزینه Share رو بزنید و Voice reading رو انتخاب کنید و اون هم متن رو میده به Ivona که براتون می‌خونه.

حالا شما انگار یک دوست خارجی دارید که متن رو براتون میخونه و تلفظ‌ها رو به صورت صحیح می شنوید.

برای چک کردن معنی لغات هم پیشنهاد می‌کنم QuickDict رو نصب کنید که تو نوار بالای صفحه می شینه و هر وقت نیازی به چک کردن معنی کلمات داشتید به راحتی در دسترسه، بدون اینکه نیاز باشه از برنامه اصلی خارج بشید.

چگونه قلم فارسی گوشی Samsung Galaxy Note را تغییر دهیم؟

برای تغییر فونت فارسی در این گوشی باید فایل سیستم رو به صورت R/W سوار یا mount کنید.

این کار رو می‌تونید با برنامه ES Explorer انجام بدید.

قلم فارسی مورد نظرتون رو rename کنید و اسمش رو بذارید GS45_Arab_AndroidOS.ttf

و بعد اون رو به جای فایلی به همین نام در مسیر

/system/fonts/

کپی کنید.

همین

راه حلی عالی برای اصلاح گاف‌های تایپی

برای خیلی از ما پیش اومده که چند خط مطلب رو تایپ کردیم و بعد که نگاهی به صفحه نمایش انداختیم با انبوهی از مهملات مواجه شدیم، فقط به خاطر اینکه زبان کیبورد درست انتخاب نشده.

یکی از دوستان در توییتر افزونه‌ای معرفی کرد که می‌تونه این گاف های تایپی رو در فایرفاکس اصلاح کنه.

افزونه EasyFa به شما کمک می‌کنه هر متنی رو که تایپ کردید با زدن کلید Ctrl+F12 از انگلیسی به فارسی یا یرعکس تبدیل کنید.

مثلا اگر در جایی نوشته باشید «بهقثبخط» با زدن کلید مربوطه به «firefox» تبدیل می‌شه.

EasyFa

رقابت

وقتی مدرسه ابتدایی می‌رفتم به شدت استرس داشتم و اهل رقابت بودم. از شکست بدم میومد.  حتی یک لحظه «برنده نبودن» رو نمی‌تونستم تحمل کنم.  سر ۲۵ صدم نمره یا سر برد و باخت فوتبال دعوا میکردم، حرص می‌خوردم …  حتی مدرسه رو به هم می‌ریختم

پدرم برای اینکه استرس من رو از بین ببره شروع کرد به تلقین کردن اینکه نمره مهم نیست. دلیلی نداره نگران نمره‌هام باشم. یا به خاطر درسهام استرس داشته باشم.. و کم کم همینطوری شدم. اهمیتش برام کمتر و کمتر شد.. و حتی تعمیم دادم به بقیه جنبه‌های زندگی. رقبت، حسادت و چشم و هم چشمی برای من نمرد اما خیلی خیلی کمرنگ شد.. چیزهای خیلی کمی بوده که به نظرم ارزش رقابت و جنگیدن رو داشته باشه…

 این خیلی کمکم کرد، باعث شد مراحل مهم مثل کنکور و  اینها رو به راحتی پشت سر بذارم.. بدون استرس.

ولی الان حس می‌کنم به اون تشنگی، به اون عطش، به اون حرص و جوشها نیاز دارم. نیاز دارم جاه طلب تر باشم و از باخت  بیشتر برآشفته بشم… سالهاست که با کسی رقابت نکردم. جای رقابت تو زندگیم خالیه. و دنبال چیزی هستم که ارزش رقابت داشته باشه

من همینجوری می‌نویسم. نوشته هام مقدمه و موخره نداره. حوصله‌شو ندارم و البته نیازی هم نمی‌بینم. زمانی هم که مدرسه میرفتم امتحان ها رو همینطوری جواب میدادم. هر چی که به ذهنم میرسید می‌نوشتم و حتی برنمیگشتم دوباره مرور کنم. . شاید یه جورایی خودِ واقعی آدم بهتر بروز کنه اینجوری.

آهسته و پیوسته

یکی از چیزهایی که ضمن فعالیتهای گنولینوکسی خودم یاد گرفتم اینه که در هر پروژه بهتره اهداف کوچک و کم حجم تعریف کنم و در هر قدم به یکی از این اهداف کوچک برسم.

داشتن ایده‌های بلندپروازانه و بزرگ خیلی خوبه ولی اگر چنین اهدافی وجود داره بهتره آدم پروژه رو به تکه‌های خیلی کوچک تقسیم کنه و قدم به قدم به هدف نزدیک بشه. اینطوری هم خسته و دلزده نمیشه، هم به دلیل دادن قول‌های آنچنانی و برآورده نشدن اونها پیش مخاطبان بی اعتبار نمیشه و هم با رسیدن به هر کدوم از هدف‌های کوچک، یک بار حس قشنگ پیروزی رو تجربه می‌کنه.

 

این نه آن است

دوست عزیزی دارم  که زمانی خیلی با هم معاشرت داشتیم .

یک روز از من انتقاد کرد و گفت مهدی تو فلان اخلاق بد رو داری. حسابی برآشفته شدم چون از کودکی از اون رفتار خاصی که اشاره می‌کرد بیزار بودم.

در جواب شاکی شدنِ من گفت: ببین مهدی تو اون اخلاق رو دوست نداری، میدونی که بده، و نمی‌خوای اون رو داشته باشی، ولی اینها تضمین نمی‌کنه که اون اخلاق روواقعا  نداشته باشی.

گاهی ما خبر بدی می‌شنویم، خبر جنایت، ظلم، و اینکه از اون خبر منزجر یا آشفته می‌شیم رو به حساب این میگذاریم که خودِ ما از اون بدی و پلیدی بَری و منزه هستیم…. صدالبته به شکل ناخودآگاه.

به این گزاره دقت کنید:

من بر علیه ظلم توییت کرده‌ام پس ظالم نیستم.

موافقت ۷۰ درصد بریتانیایی ها با فیلتر شدن موقت توییتر و فیسبوک

امروز به طور اتفاقی به خبری برخوردم که خیلی برام تعجب آور بود. ابتدا ترجمه آزاد و مختصری از خبر رو بخونید:

طبق نتایج یک نظرسنجی حدود ۷۰ درصد بریتانیایی‌ها با فیلتر شدن موقت فیسبوک و توییتر در زمان آشوب و شورش موافقند.
بعد از شورش های اخیر که دو سه ماه پیش در لندن و بقیه شهرها اتفاق افتاد، نخست‌وزیر دیوید کامرون گفته بود که ممکن است دولت سایتهای توییتر و فیسبوک را موقتا مسدود کند تا معترضان نتوانند از آنها برای سازماندهی شورش و بلوا استفاده کنند.

همین سخن کافی بود تا حملات مدافعان آزادی و حریم خصوصی به کامرون شروع شود. پیش بینی می‌شد که مردم هم به هیچ وجه زیر بار سانسور نروند، حتی اگر سانسور برای (یا به بهانه) پیشگیری از آشوب باشد.

اما نظرسنجی‌ای که به تازگی انجام شده نشان می‌دهد ۴۸ درصد بریتانیایی ها کاملا و ۲۲ درصد نیز «تا حدودی» با چنین کاری موافقند!

جالبتر اینکه ۴۲ درصد فکر می‌کنند که شبکه‌های اجتماعی باید اطلاعاتِ واقعیِ بیشتری از اعضای خود داشته باشند و ۴۹ درصد هم گفته‌اند که دولت برای مهار آشوب‌ها به منابع اطلاعاتی بیشتری نیاز دارد.

البته جزییات نظرسنجی اختلاف فاحشی بین نظر جوانترها و میانسال‌ها نشان می دهد. تنها ۲۸ درصد افراد بین ۱۸ تا ۲۴ ساله با فیلتر شدن موقت فیسبوک و توییتر موافقند در حالی که ۶۰ درصد افراد مسن‌تر کاملا موافق این اقدام هستند.

همه می‌دونیم که گفتمان حفظ حریم خصوصی و هم گفتمان گردش آزاد اطلاعات و مخالفت با سانسور از گفتمانهای رایج و غالب دنیای امروزه و آگاهان و فعالان اجتماعی تلاش زیادی برای گوشزد کردن اهمیت این مطلب به خرج میدن، و انتظار میره در اروپا مردم نسبت به این مساله خیلی حساس باشن.
اینکه اکثریت مردم موافق سانسور دولتی باشن، و حتی از شبکه‌های اجتماعی بخوان اطلاعات خصوصی بیشتری از زندگی مردم جمع‌آوری کنن و این اطلاعات رو در مواقع ضروری در اختیار دولت بذارن خیلی عجیب به نظر میاد!

میشه چند دلیل برای این فرض کرد:

  • نا‌آگاهی مردم از تهدیدی که برای آزادی و حریم خصوصی اونها وجود داره
  • نداشتن درک کافی از خطرات سانسور به دلیل بزرگ شدن و رشد کردن در یک جامعه آزاد. شاید نمی‌دونن این آزادی اونها برای بسیاری از مردم این سیاره مثل رویا هست!
  • اعتماد بیش از حد به دولت وایمان به اینکه دولت فقط دنبال امنیته و قصد تهدید آزادی ما رو نداره
  • خاطره بد شورش‌ها و ترس شدید از اینکه دوباره شورش و بلوا تکرار بشه

شما چی فکر می‌کنید؟

تلاشهایی نافرجام و یک ایده خام!

همیشه یکی از دغدغه‌های من این بوده که مطالب جالبی رو که موقع وبگردی پیدا می‌کنم جایی ذخیره و دسته بندی کنم، تا اگر روزی به اونها نیاز پیدا کردم در دسترس من باشند.

تقریبا همه وبگردی من در باره گنولینوکس و نرم‌افزارهای آزاد هست.. ، و هر روز به چیزهای جالبی برمی‌خورم که دوست ندارم با بسته‌شدن تبهای فایرفاکس همه اونها به فراموشی سپرده بشن.

برای سازماندهی مطالبِ آنلاین راه‌حل های زیادی هست، سرویسهای بوکمارکینگ آنلاین هم یکی از کاربردهاشون همینه.
اما هیچکدوم اون چیزی نبودن که من در ذهن داشتم. حالت ایده‌ال برای من این بود که لینک مطالب رو خیلی سریع ذخیره کنم، و برچسب بزنم طوری که بعدا به راحتی قابل  جستجو کردن باشه و ضمنا بتونم با دیگران به اشتراک بذارم.

عاقبت تنها چیزی که به ذهنم رسید یه سایت با وردپرس بود به این دلایل:

  • با فابلیت categories وردپرس دسته‌بندی مطالب آسون میشه.
  • دسته‌ها رو میشه به اشکال مختلف (ابر (cloud)، منو و ….) نشون داد.
  • امکان ساخت صفحه و منو بر اساس category ها وجود داره
  • جستجو در درون سایت هم به صورت داخلی و هم با Google  آسونه
  • میتونه همزمان هم دفترچه یادداشت من باشه و هم برای دیگران به راحتی در دسترس باشه

اینطور شد که دامنه iGeek.ir رو ثبت کردم و کار رو شروع کردم. قراره برنامه‌ها، سایتها و کلا هر چیزی مرتبط با برنامه‌های آزاد و رایگان می‌بینم اینجا یادداشت کنم.

این سایت نه قراره سایت دانلود باشه و نه مرجع  و نه قراره چیزی رو آموزش بده. هر مطلب یکی دو خط بیشتر نیست، اسم برنامه، کاری که انجام میده و لینک سایت اصلی اون، به علاوه یک یا چند برچسب. فکر می‌کنم به مرور تبدیل به یه بانک اطلاعاتی نسبتا بزرگ بشه. شاید روزی به جایی برسه که به درد همه بخوره و هر کس با جستجو کردن نیازهای خودش بتونه برنامه‌های خوب و جالبی رو پیدا کنه. امیدوارم!.

همکاری:

کلا اساس این سایت بر مینیمال بودن و اختصار هست. هر پست چیزی نیست به جز یک یا دو خط معرفی برنامه و یه لینک . مهمترین چیز برچسبهای مناسب و دقیقه.

اینطوری نویسنده‌ یا نویسنده‌ها بعد از مدتی دچار خستگی نمی شن و کم نمیارن چون نوشتن هر پست یک دقیقه‌هم طول نخواهد کشید.

اگر ایده یا پیشنهاد بهتری دارید خوشحال میشم بشنوم. اگر هم مایل به همکاری هستید که چه بهتر! حتما خبرم کنید!

ما و دفاع از نرم‌افزار آزاد: چرا و چگونه؟

جلسه دیروز لاگ خیلی خوب و لذتبخش بود. درسته همیشه همین بچه‌ها رو می‌بینیم، با هم احوالپرسی می‌کنیم و از با هم بودن لذت می‌بریم ولی دیروز از یه لحاظ خیلی خوب بود: دور هم نشستیم و خیلی خوب بحث کردیم. همه خوب گوش کردیم و با احترام و لبخند نظرمون رو گفتیم.

بحث هم راجع به همین داستان جابز و استالمن بود و یه سری حرفهایی که تو وبلاگها زده شده بود و چیزهایی که گفته نشده بود.

نتیجه‌ای که خود من از این بحثها گرفتم اینه:

۱- نوع واکنش کاربران اپل و ویندوز به صحبتهای استالمن نشون داد اکثر اونها پیام رو به درستی دریافت نکردن. این نشون میده ما در بیان و توضیح فلسفه نرم‌افزار آزاد کم‌کاری کردیم یا لااقل خیلی موفق نبودیم. شاید خیلی هم عجیب نباشه کسی که اصلاً از داستان نرم‌افزار آزاد خبر نداره صحبتهای استالمن براش خیلی سنگین و غیرقابل هضم و حتی توهین‌آمیز به نظر بیاد.

۲- با توجه به واکنش اونها ما در صدد پاسخ‌گویی بر اومدیم ولی رویکردی که در پاسخ دادن انتخاب کردیم قابل بحثه. منظورم چیه؟ ببینید نوع جوابهایی که بچه‌های ما در بلاگها و فروم‌ها به کاربران اپل دادن یکی از این ۳ حالت بود:

الف) نقد شخصیت جابز، نشون دادن شارلاتان و متقلب بودن او و اینکه واقعاً اینقدر بزرگ نبوده که یه عده ازش بت بسازن.

ب) بحث در باره قدرت، انعطاف و برتری‌های فنی گنو و کلاً نرم‌افزارهای آزاد. یه گروه از بچه‌ها مرتب آپاچی و لینوکس و سرورهای گنولینوکسی و …. رو تو سر اپلی‌ها کوبیدن تا نشون بدن ما یه آلترناتیو مناسب و قابل دفاع داریم

ج) نقد روشهای شرکتهای انحصاری در سطح کلان. تلاش اونها برای در انحصار گرفتن دانش و فناوری، خفه کردن رقبا، تجاوز به حریم شخصی و حقوق کاربران و دزدی اطلاعات و…

رویکرد الف خیلی هم خوب و لازمه، بهترین نمونه پست عباس بود که انعکاس فوق‌العاده‌ای داشت و به نوعی یه شوک مثبت به جامعه فناوری ایران وارد کرد. در شرایطی که همه در باب کمالات جابز داد سخن می‌دادن و با افراط های خاصِ ما ایرانی‌ها اون رو تا عرش اعلا بالا برده بودن این نوشته تصویر واقعی تری از شخص جابز نشون داد و همه رو متوجه بخش پنهان ماجرا کرد. در‌واقع نقدی بود به این فرهنگ مرده‌پرستی و قهرمان سازی ما.

رویکرد ب هم در جای خودش خوبه و استدلالهای زیادی میشه آورد در این باب که گنو فقط حرف نیست بلکه در عمل هم میوه داده و میوه‌های اون تعدادی از بهترین نرم‌افزارهای دنیا هستند که شاید حیات اینترنت به وجود اونها گره خورده.

اما آیا اون خطی که باید دنبال بشه فقط اینهاست؟ من میگم نه.

هر دو مورد الف و ب مهم هستند ولی نه به اندازه مورد ج. اون چیزی که الان تبدیل به یه چالش شده ناآگاهی مردم نسبت به خطراتی هست که گریبانشون رو گرفته و شاید در آینده به شکل خیلی خوفناک و علنی‌تری آشکار بشه.

این همون چیزی است که استالمن و ریموند رو نگران کرده. هر دو به کیفیت و جذابیت محصولات اپل اذعان کردن. هر دو از واژه cool استفاده کردند که نشون میده در اینکه اپل محصولات اغوا کننده‌ای داره بحثی ندارند. نگرانی اونها اینه که این جذابیت باعث ایجاد پرده‌ای جلوی چشم انسان‌ها شده، به شکلی که حتی اگر بدیها و خطرات «فرهنگ اپل» هم به اونها گفته بشه درکش نمی‌کنند، چرا که مجذوب و وابسته به محصولات اپل هستند. همون چیزی که باعث شد یکی از اپلی‌ها در کامنت دردناک خودش بگه: «آقا من اصلاً دوست دارم اپل آزادی منو ازم بگیره.»

پس اینکه ما بیاییم شخص جابز رو بکوبیم (=الف) یا از نظر تکنیکی اپل رو زیر سؤال ببریم یا از قدرت سیستم‌های آزاد حرف بزنیم (=ب) هرچند خوب و لازمه ولی هیچ کدوم اون خط اصلی رو دنبال نمی کنه. البته وقتی میگم خط اصلی منظورم این نیست که ما باید مقلد استالمن یا ریموند باشیم و به نوعی نگاهمون همیشه به دهان اونها باشه. اگر این رو میگم فقط به این خاطر هست که حس می‌کنم استالمن در این مقطع زمانی خاص داره راست میگه. حالا ممکنه بعداً حرفهایی بزنه که کاملاً مخالفش باشیم.

اینکه شخصیت جابز رو زیر سؤال ببریم یا بحث فنی کنیم فایده زیادی برای ما نداره، باید نشون بدیم خطرهایی که ازش صحبت میشه واقعاً چیه؟ اینکه اپل فلان روش رو دنبال می کنه چرا باید نگران کننده باشه؟ و چرا مصرف کننده باید به چنین مسایلی توجه کنه. این‌ها چیزهایی هست که باید دنبال کنیم و بگیم و بنویسیم. یعنی بریم روی بُعد اجتماعی و فرهنگی مسأله تأکید کنیم، و دقیقاً در اینجا هست که ما دستِ بالا رو داریم و خیلی حرف برای گفتن داریم. اگر بتونیم خطر رو درست بیان کنیم، اصلاً نیازی نیست که از گنولینوکس و نرم‌افزارهای آزاد خیلی دفاع کنیم. چون حتی اگر شخصی عمیقاً اعتقاد داشته باشه که گنولینوکس یه سیستم بدردنخور و سخت و مزخرف هست باز هم اون رو به خاطر آزاد بودنش ستایش خواهد کرد و فرق بنیادی اون رو با بقیه فناوری‌ها خواهد فهمید. ضمن اینکه با بی‌اعتماد شدن به انحصارطلب ها راه برای گرایش او به نرم‌افزار آزاد هموار خواهد شد و احتمال جذب شدنش هم بیشتر.

اگر بتونیم خطر رو درست توضیح بدیم (یعنی مورد ج) اونوقت جا برای بحث فنی باز میشه. در‌واقع اگر بحث رو تکنیکی کنیم همیشه جا برای سلیقه‌های مختلف وجود داره و نمی‌تونیم همه رو قانع کنیم که از نرم‌افزارهای آزاد استفاده کنن. یه بحثی شکل میگیره شبیه مجادلات طرفداران اپل و اندرویید که به نظرم بحثهای بچه‌گانه و بی ثمر و پایین‌تر از شأن گنو هست. در حالی که چیزی که ما داریم ازش میگیم یا چیزی که ما باید ازش حرف بزنیم، فراتر از اینهاست. شاید این نمونه خوبی باشه از رویکرد روشنگرانه‌ای که مد نظر من هست.

شاید به خاطر روش ما باشه که همچین پست‌هایی نوشته میشه، ملت خیال می‌کنند که ما اصرار داریم راحتی و زیبایی مک رو رها کنید و بیایید از گنولینوکس استفاده کنید، یعنی ارزش حرفهای خودمون رو خودمون تقلیل دادیم به یه سری جدل‌های تکنیکی و نتونستیم پیام واقعی نرم‌افزار آزاد رو به درستی بیان کنیم.

امیدوارم منظورم رو خوب بیان کرده باشم.


برنامه قدرتمند Converseen برای تبدیل فله‌ای فرمتهای گرافیکی

Converseen برنامه‌ای آزاد است که می تواند عکس‌ها را به به بیش از 100 فرمت مختلف تبدیل کند.

همینطور می‌تواند عملیات تغییر سایز را هم بر روی تعداد زیادی عکس به طور همزمان انجام دهد.

وبسایت:

http://converseen.sourceforge.net/

روش نصب در اوبونتو:

sudo add-apt-repository ppa:faster3ck/converseen

sudo apt-get update

sudo apt-get install converseen

روش نصب در فدورا 15:

# cd yum.repos.d/

# wget http://download.opensuse.org/repositories/home:/Faster3ck:/projects/Fedora_15/home:Faster3ck:projects.repo

# yum install converseen

داونلود برای OpenSuse:

Download

آریوس 3 منتشر شد

خب خدا رو شکر که بالاخره نسخه 3 رو هم تونستم منتشر کنم!

AriOS 3.0 Desktop

در این نسخه تلاش شده برنامه‌های موازی کمتری وجود داشته باشه و انتخابهای بهتری انجام بشه.

این گزارش رسمی انتشار هست:

نکات انتشار:

آریوس ۳.۰ بر پایه اوبونتو ۱۱.۴ ساخته شده و آخرین بروزرسانی‌ها تا تاریخ ۷ تیر ۱۳۹۰ (۲۸ ژوئن ۲۰۱۱) را در خود دارد.

در این نسخه تلاش شده برنامه‌های پیشفرض بهتری انتخاب شود و یکپارچگی در ظاهر سیستم بهبود یابد.

نکات مهم:

  • حذف یونیتی: یونیتی حذف شده زیرا از نظر هنوز به اندازه کافی انعطاف پذیر نیست و ویژگی‌های زیادی را کم دارد.

  • کامپیز: آریوس  نسخه فعلی کامپیز که در ۱۱.۰۴ عرضه شده را در خود ندارد و از نسخه قبلی که پایدارتر است استفاده می‌کند.

  • نشست‌ها: آریوس سه نشست یا session دارد که در موقع ورد می‌توان هر یک را انتخاب کرد:

1)نشست AriOS: که نشست پیشفرض است و از compiz به عنوان مدیر پنجره و Avant Window Navigator به عنوان پنل استفاده می‌کند. برای استفاده از این نشست باید کامپیوتر شما توانایی اجرای compiz را داشته باشد. چنانچه کارت گرافیک Nvidia یا ATI دارید  پس از نصب روی آیکن AriOS Driver Installer روی دسکتاپ کلیک کنید تا درایور مناسب نصب شود و امکان اجرای compiz فراهم شود.
در صورتی که امکان اجرای کامپیز نباشد این نشست به طور خودکار به نشست دوم یعنی AriOS-2D سوییچ خواهد شد.

2)نشست AriOS-2D: اگر کامپیوتر شما توانایی اجرای compiz را ندارد یا درایورهای انحصاری کارت گرافیک نصب نشده باشد از این نشست استفاده کنید.

3)نشست Gnome Classic: دسکتاپ آشنای گنوم ۲ با دو پنل در بالا و پایین و Metacity به عنوان مدیر پنجره‌ها.

  • نصاب آفلاین درایورها: این ابزار برای کامپیوترهای آفلاین یا کامپیوترهایی که ارتباط اینترنتی کم‌سرعت دارند مناسب است. آیکن AriOS Driver Installer بر روی دسکتاپ و همینطور در منوی Administration وجود دارد. همچنین می‌توان آن را از خط فرمان با اجرای دستور driver-install اجرا کرد. چنانچه بعد از نصب سیستم را از طریق اینترنت بروز کرده‌اید از این ابزار استفاده نکنید و از ابزار پیشفرض Additional Drivers برای نصب درایورها استفاده کنید.

  • کلید میانبر Alt+F2 به طور پیشفرض Synapse را اجرا می‌کند. Synapse برنامه‌‌‌ای هوشمند برای یافتن برنامه ها، مکانهای سیستمی و اجرای دستورهاست. همچنین Synapse را می‌توان با کلیدهای Ctrl+Space و یا با کلیک روی «Run Command» در منوی اصلی فراخواند.

  • نصاب آفلاین درایور کارتهای گرافیک: این برنامه برای کامپیوترهایی که به اینترنت وصل نیستند و یا ارتباط پرسرعت ندارند ساخته شده است. توصیه می‌شود بلافاصله پس از نصب سیستم از این ابزار (AriOS Driver Installer) برای نصب درایور کارت گرافیک خود (Nvidia و ATI)استفاده کنید. همچنین می‌توانید از فرمان driver-install را از درون ترمینال اجرا کنید. توجه کنید در صورتی که سیستم خود را پس از نصب بروز کرده‌اید و یا اینترنت پرسرعت دارید بهتر است از این ابزار استفاده نکرده و  بجای آن از ابزار پیشفرض اوبونتو یعنی Additional Drivers استفاده کنید.

  • تاندربرد: در این نسخه Thunderbird جانشین Evbolution به عنوان برنامه پیشفرض ایمیل شده است.

  • لیبره‌آفیس: این برنامه جانشین Openoffice.org شده است.

برنامه‌های جدید:

  • بازی Angry Birds
  • برنامه Clementine برای پخش و مدیریت موزیک
  • ویرایشگر ویدیوی Openshot
  • برنامه یادداشت‌برداری Gnote
  • برنامه زمانبندی خاموش شدن سیستم Gshutdown
  • برنامه نمایش عکس Geeqie
  • برنامه مدیریت داونلود Uget
  • برنامه گفتگوی صوتی Skype
  • برنامه Super Boot Mnager برای دستکاری تنظیمات مدیر بوت و تعمیر آن

 و …

گالری عکس:

https://picasaweb.google.com/mah.fat/AriOS30

داونلود:

نسخه ایرانی:

https://sourceforge.net/projects/arios/files/3.0/x86/Iranian-Edition/Final/

نسخه بین المللی:

https://sourceforge.net/projects/arios/files/3.0/x86/International-Edition/

سپاس:

باید از ساسان، علی و فرود عزیز که همیشه در کنار من بودن و کمک و حمایت کردن تشکر کنم.

به خصوص از ساسان که کار مدیریت سایت رو به عهده گرفته و حسابی وقت گذاشته.

مثل همیشه از بهنام توکلی عزیز هم که حامی ما بوده وسایت ما رو میزبانی می‌کنه ممنونم.

بهبود نمایش فونتها در اوپن‌سوزه و فدورا

در ادامه پستهایی که راجع به بهبود نمایش فونتها داشتم امروز راهنمای بهینه‌سازی Subpixel Hinting در تو توزیع محبوب Opensuse و Fedora رو اینجا می‌گذارم.

برای فدورا پروژه‌ای به نام Infinality Freetype وجود داره که با patch کردن freetype کیفیت rendering فونتها رو بهتر می‌کنه و در واقع فونتها به همون خوبی دیده می‌شوند که در اوبونتو یا ویندوز. این پروژه یک مخزن برای نسخه‌های مختلف فدورا داره که در اینجا در دسترس هست: http://www.infinality.net/fedora/linux/ کافی هست به این آدرس برید و فایل rpm مخزن رو داونلود و نصب کنید تا بتونید از طریق YUM بسته‌های Cairo و Freetype و Libxft سیستمتون رو به بسته‌های این مخزن ارتقا بدید.

yum install cairo-freeworld freetype-infinality fonts-config libXft-freeworld

در Opensuse این مخزن رو از طریق YaST اضافه کنید: http://download.opensuse.org/repositories/home:/muzlocker/openSUSE_11.4/ و طبق این راهنما تقدم بسته‌های این مخزن رو بالاتر از مخازن اصلی قرار بدید و بسته‌های موجو در اون رو به جای بسته‌های معادل در سیستم خودتون نصب کنید و در واقع بسته های خودتون رو ارتقا بدید. فراموش نکنید حتما بسته freetype2-feature-subpixel-hinting رو نصب کنید. در آخر در قسمت تنظیمات فونت KDE این گزینه‌ها رو فعال کنید: Use subpixel hinting, RGB, Full hinting

به دست آوردن DPI نمایشگر در لینوکس

باز هم یه پست کوتاه دیگه در باره بهبود نمایش فونتها.

یکی از نکات مهم برای اینکه فونتها به بهترین شکل ممکن نمایش داده بشوند تنظیم صحیح DPI صفحه نمایش هست.  DPI یا Dots Per Inch واحدی هست که برای بیان میزان فشردگی نقاط روی صفحه نمایش استفاده میشه و میزان اون تعداد نقاطی که در یک خط ممتد به طول 1 اینچ جا میشن رو نشون میده.

هر مانیتور DPI مخصوص خودش رو داره اما اگر به قسمت تنظیمات فونت در گنوم یا KDE نگاه کنید می‌بینید که این مقدار روی عدد 96 تنظیم شده. این یک مقدار میانگین و استاندارد هست و شما باید DPI خاص مانیتور خودتون رو به دست آورده و وارد کنید.

با این دستور به راحتی میتونید DPI رو بدست بیارید:

xdpyinfo | grep dots

خروجی این دستور چیزی شبیه این خواهد بود:

dimensions: 1680x1050 pixels (427x267 millimeters)
resolution: 92x92 dots per inch

 

و این یعنی اینکه DPI صحیح برای مانیتور من 92 هست.
حالا باید وارد تنظیمات فونت سیستم بشم و DPI صحیح رو وارد کنم:



در KDE هم در تنظیمات فونت این گزینه Force Font DPI هست.

با قلم جدید گنوم ۳ آشنا شوید

خوب یه پست کوتاه دیگه فقط برای معرفی یک قلم جدید:

چند ساعت از انتشار گنوم ۳ میگذره. یکی از اولین چیزهایی که نظر کاربر رو در اولین تجربه‌اش با گنوم ۳ جلب می‌کنه فونت یا قلم پیشفرض جدید این میز کار هست.

قلم (فونت) Cantarell قلمی هست که برای گنوم ۳ طراحی شده.

 

به نظرم قلم زیبایی هست که میشه در توزیعها و میز کارهای مختلف استفاده کرد.

این قلم رو میشه از اینجا دریافت کرد.