تبدیل SSH به VPN

اگر از یک تونل SSH برای اتصال به اینترنت استفاده می‌کنید و میخواهید کل ترافیک سیستم از SSH عبور کنه می‌تونید از sshuttle استفاده کنید.

بعد از نصب sshuttle کافیه این دستور رو بزنید:

sudo sshuttle --dns -vvr username@sshserver 0/0

نحوه استفاده از SOCKS PROXY در ترمینال

مدت زیادی بود که برای آپدیت کردن اوبونتو مشکل داشتم چون مخزن Google Chrome هنوز برای ایران بسته هست و مجبور بودم کروم رو دستی نصب کنم.

به همین دلیل دنبال راهی بودم که ترافیک ترمینال و برنامه‌هایی مثل apt-get از پروکسی رد بشه. این پست رو برای مراجعات بعدی خودم می‌نویسم ولی امیدوارم به درد شما هم بخوره.

من یک پروکسی ساکس دارم (با استفاده از shadowsocks) که به پورت 1080 گوش می‌کنه. یعنی مرورگر من با کانفیگ 127.0.0.1:1080 به عنوان socks proxy میتونه سایتهای مسدود رو باز کنه.

حالا privoxy رو از مخزن اصلی اوبونتو نصب می کنم و فایل کانفیگش رو به این شکل ادیت می‌کنم:

sudo nano /etc/privoxy/config

و این خط رو اضافه می‌کنم:

forward-socks5 / 127.0.0.1:1080 .

 اینجوری privoxy به عنوان پراکسی http ترافیک من رو میگیره و میفرسته به پراکسی socks.

حالا باید به برنامه‌ها بگم از privoxy به عنوان پراکسی استفاده کنن.

تو مرورگر ها این کار ساده است. پراکسی های http و https رو میگذارید روی 127.0.0.1 و پورت 8118

توی ترمینال این دستورها رو میزنیم:

export http_proxy='http://localhost:8118'
export https_proxy='http://localhost:8118'

و اما برای apt-get

sudo nano /etc/apt/apt.conf

و اینها رو اضافه می‌کنیم:

Acquire::http::Proxy "http://127.0.0.1:8118";
Acquire::https::Proxy "http://127.0.0.1:8118";

و تمام!

در جستجوی آقا معلم

یادمه در دوران مدرسه از جایی به بعد همیشه برام این سوال مطرح می‌شد که «با وجود کتاب، واقعا چه نیازی به معلم هست؟». به بیان دیگه وقتی خوندن بلدیم و در هر زمینه‌ای کلی کتاب خوب وجود داره و مطالب رو به صورت کامل و با ساختار مناسب و منطقی ارائه کرده اصلا معلم به چه دردی می‌خوره؟
ولی بیشتر بچه‌ها اینطور فکر نمی‌کردن و تصور «یادگیری بدون معلم» براشون محال بود.

خلاصه آدمها رو دو دسته می‌دیدم: اونهایی که علم رو در کتاب و منابع جستجو می‌کنند و اونهایی که همیشه دنبال معلم و استادند. یعنی یک «فرد».

همیشه از خودم پرسیده‌ام ریشه این وابستگی به «فرد» در فرایند یادگیری چیه؟
اون شخصی که میره پای تخته می‌ایسته و حرف می‌زنه دقیقا کدوم کار رو بهتر از کتاب انجام میده؟ شاید فقط در رفع اشکال بتونه موثرتر باشه.

حالا که سالها از دوران مدرسه گذشته باز هم گاه و بی‌گاه این سوال برام زنده میشه. به خصوص وقتی بچه‌هایی رو می‌بینم که به جای یه جستجوی ساده تو گوگل همیشه دنبال «افراد» هستن که مشکلشون رو حل کنن یا چیزی رو براشون توضیح بدن.

در حالی که در اغلب موارد جستجو وقت کمتری میگیره و زودتر به جواب میرسن. ولی همچنان مراجعه به شخص رو به مراجعه به منبع ترجیح میدن.

دلیلش چیه واقعا؟ تنبلی؟ نظام آموزشی معیوب؟ ندونستن زبان؟ کامنت بذارید و همفکری کنید لطفا.