تلاشهایی نافرجام و یک ایده خام!

همیشه یکی از دغدغه‌های من این بوده که مطالب جالبی رو که موقع وبگردی پیدا می‌کنم جایی ذخیره و دسته بندی کنم، تا اگر روزی به اونها نیاز پیدا کردم در دسترس من باشند.

تقریبا همه وبگردی من در باره گنولینوکس و نرم‌افزارهای آزاد هست.. ، و هر روز به چیزهای جالبی برمی‌خورم که دوست ندارم با بسته‌شدن تبهای فایرفاکس همه اونها به فراموشی سپرده بشن.

برای سازماندهی مطالبِ آنلاین راه‌حل های زیادی هست، سرویسهای بوکمارکینگ آنلاین هم یکی از کاربردهاشون همینه.
اما هیچکدوم اون چیزی نبودن که من در ذهن داشتم. حالت ایده‌ال برای من این بود که لینک مطالب رو خیلی سریع ذخیره کنم، و برچسب بزنم طوری که بعدا به راحتی قابل  جستجو کردن باشه و ضمنا بتونم با دیگران به اشتراک بذارم.

عاقبت تنها چیزی که به ذهنم رسید یه سایت با وردپرس بود به این دلایل:

  • با فابلیت categories وردپرس دسته‌بندی مطالب آسون میشه.
  • دسته‌ها رو میشه به اشکال مختلف (ابر (cloud)، منو و ….) نشون داد.
  • امکان ساخت صفحه و منو بر اساس category ها وجود داره
  • جستجو در درون سایت هم به صورت داخلی و هم با Google  آسونه
  • میتونه همزمان هم دفترچه یادداشت من باشه و هم برای دیگران به راحتی در دسترس باشه

اینطور شد که دامنه iGeek.ir رو ثبت کردم و کار رو شروع کردم. قراره برنامه‌ها، سایتها و کلا هر چیزی مرتبط با برنامه‌های آزاد و رایگان می‌بینم اینجا یادداشت کنم.

این سایت نه قراره سایت دانلود باشه و نه مرجع  و نه قراره چیزی رو آموزش بده. هر مطلب یکی دو خط بیشتر نیست، اسم برنامه، کاری که انجام میده و لینک سایت اصلی اون، به علاوه یک یا چند برچسب. فکر می‌کنم به مرور تبدیل به یه بانک اطلاعاتی نسبتا بزرگ بشه. شاید روزی به جایی برسه که به درد همه بخوره و هر کس با جستجو کردن نیازهای خودش بتونه برنامه‌های خوب و جالبی رو پیدا کنه. امیدوارم!.

همکاری:

کلا اساس این سایت بر مینیمال بودن و اختصار هست. هر پست چیزی نیست به جز یک یا دو خط معرفی برنامه و یه لینک . مهمترین چیز برچسبهای مناسب و دقیقه.

اینطوری نویسنده‌ یا نویسنده‌ها بعد از مدتی دچار خستگی نمی شن و کم نمیارن چون نوشتن هر پست یک دقیقه‌هم طول نخواهد کشید.

اگر ایده یا پیشنهاد بهتری دارید خوشحال میشم بشنوم. اگر هم مایل به همکاری هستید که چه بهتر! حتما خبرم کنید!

ما و دفاع از نرم‌افزار آزاد: چرا و چگونه؟

جلسه دیروز لاگ خیلی خوب و لذتبخش بود. درسته همیشه همین بچه‌ها رو می‌بینیم، با هم احوالپرسی می‌کنیم و از با هم بودن لذت می‌بریم ولی دیروز از یه لحاظ خیلی خوب بود: دور هم نشستیم و خیلی خوب بحث کردیم. همه خوب گوش کردیم و با احترام و لبخند نظرمون رو گفتیم.

بحث هم راجع به همین داستان جابز و استالمن بود و یه سری حرفهایی که تو وبلاگها زده شده بود و چیزهایی که گفته نشده بود.

نتیجه‌ای که خود من از این بحثها گرفتم اینه:

۱- نوع واکنش کاربران اپل و ویندوز به صحبتهای استالمن نشون داد اکثر اونها پیام رو به درستی دریافت نکردن. این نشون میده ما در بیان و توضیح فلسفه نرم‌افزار آزاد کم‌کاری کردیم یا لااقل خیلی موفق نبودیم. شاید خیلی هم عجیب نباشه کسی که اصلاً از داستان نرم‌افزار آزاد خبر نداره صحبتهای استالمن براش خیلی سنگین و غیرقابل هضم و حتی توهین‌آمیز به نظر بیاد.

۲- با توجه به واکنش اونها ما در صدد پاسخ‌گویی بر اومدیم ولی رویکردی که در پاسخ دادن انتخاب کردیم قابل بحثه. منظورم چیه؟ ببینید نوع جوابهایی که بچه‌های ما در بلاگها و فروم‌ها به کاربران اپل دادن یکی از این ۳ حالت بود:

الف) نقد شخصیت جابز، نشون دادن شارلاتان و متقلب بودن او و اینکه واقعاً اینقدر بزرگ نبوده که یه عده ازش بت بسازن.

ب) بحث در باره قدرت، انعطاف و برتری‌های فنی گنو و کلاً نرم‌افزارهای آزاد. یه گروه از بچه‌ها مرتب آپاچی و لینوکس و سرورهای گنولینوکسی و …. رو تو سر اپلی‌ها کوبیدن تا نشون بدن ما یه آلترناتیو مناسب و قابل دفاع داریم

ج) نقد روشهای شرکتهای انحصاری در سطح کلان. تلاش اونها برای در انحصار گرفتن دانش و فناوری، خفه کردن رقبا، تجاوز به حریم شخصی و حقوق کاربران و دزدی اطلاعات و…

رویکرد الف خیلی هم خوب و لازمه، بهترین نمونه پست عباس بود که انعکاس فوق‌العاده‌ای داشت و به نوعی یه شوک مثبت به جامعه فناوری ایران وارد کرد. در شرایطی که همه در باب کمالات جابز داد سخن می‌دادن و با افراط های خاصِ ما ایرانی‌ها اون رو تا عرش اعلا بالا برده بودن این نوشته تصویر واقعی تری از شخص جابز نشون داد و همه رو متوجه بخش پنهان ماجرا کرد. در‌واقع نقدی بود به این فرهنگ مرده‌پرستی و قهرمان سازی ما.

رویکرد ب هم در جای خودش خوبه و استدلالهای زیادی میشه آورد در این باب که گنو فقط حرف نیست بلکه در عمل هم میوه داده و میوه‌های اون تعدادی از بهترین نرم‌افزارهای دنیا هستند که شاید حیات اینترنت به وجود اونها گره خورده.

اما آیا اون خطی که باید دنبال بشه فقط اینهاست؟ من میگم نه.

هر دو مورد الف و ب مهم هستند ولی نه به اندازه مورد ج. اون چیزی که الان تبدیل به یه چالش شده ناآگاهی مردم نسبت به خطراتی هست که گریبانشون رو گرفته و شاید در آینده به شکل خیلی خوفناک و علنی‌تری آشکار بشه.

این همون چیزی است که استالمن و ریموند رو نگران کرده. هر دو به کیفیت و جذابیت محصولات اپل اذعان کردن. هر دو از واژه cool استفاده کردند که نشون میده در اینکه اپل محصولات اغوا کننده‌ای داره بحثی ندارند. نگرانی اونها اینه که این جذابیت باعث ایجاد پرده‌ای جلوی چشم انسان‌ها شده، به شکلی که حتی اگر بدیها و خطرات «فرهنگ اپل» هم به اونها گفته بشه درکش نمی‌کنند، چرا که مجذوب و وابسته به محصولات اپل هستند. همون چیزی که باعث شد یکی از اپلی‌ها در کامنت دردناک خودش بگه: «آقا من اصلاً دوست دارم اپل آزادی منو ازم بگیره.»

پس اینکه ما بیاییم شخص جابز رو بکوبیم (=الف) یا از نظر تکنیکی اپل رو زیر سؤال ببریم یا از قدرت سیستم‌های آزاد حرف بزنیم (=ب) هرچند خوب و لازمه ولی هیچ کدوم اون خط اصلی رو دنبال نمی کنه. البته وقتی میگم خط اصلی منظورم این نیست که ما باید مقلد استالمن یا ریموند باشیم و به نوعی نگاهمون همیشه به دهان اونها باشه. اگر این رو میگم فقط به این خاطر هست که حس می‌کنم استالمن در این مقطع زمانی خاص داره راست میگه. حالا ممکنه بعداً حرفهایی بزنه که کاملاً مخالفش باشیم.

اینکه شخصیت جابز رو زیر سؤال ببریم یا بحث فنی کنیم فایده زیادی برای ما نداره، باید نشون بدیم خطرهایی که ازش صحبت میشه واقعاً چیه؟ اینکه اپل فلان روش رو دنبال می کنه چرا باید نگران کننده باشه؟ و چرا مصرف کننده باید به چنین مسایلی توجه کنه. این‌ها چیزهایی هست که باید دنبال کنیم و بگیم و بنویسیم. یعنی بریم روی بُعد اجتماعی و فرهنگی مسأله تأکید کنیم، و دقیقاً در اینجا هست که ما دستِ بالا رو داریم و خیلی حرف برای گفتن داریم. اگر بتونیم خطر رو درست بیان کنیم، اصلاً نیازی نیست که از گنولینوکس و نرم‌افزارهای آزاد خیلی دفاع کنیم. چون حتی اگر شخصی عمیقاً اعتقاد داشته باشه که گنولینوکس یه سیستم بدردنخور و سخت و مزخرف هست باز هم اون رو به خاطر آزاد بودنش ستایش خواهد کرد و فرق بنیادی اون رو با بقیه فناوری‌ها خواهد فهمید. ضمن اینکه با بی‌اعتماد شدن به انحصارطلب ها راه برای گرایش او به نرم‌افزار آزاد هموار خواهد شد و احتمال جذب شدنش هم بیشتر.

اگر بتونیم خطر رو درست توضیح بدیم (یعنی مورد ج) اونوقت جا برای بحث فنی باز میشه. در‌واقع اگر بحث رو تکنیکی کنیم همیشه جا برای سلیقه‌های مختلف وجود داره و نمی‌تونیم همه رو قانع کنیم که از نرم‌افزارهای آزاد استفاده کنن. یه بحثی شکل میگیره شبیه مجادلات طرفداران اپل و اندرویید که به نظرم بحثهای بچه‌گانه و بی ثمر و پایین‌تر از شأن گنو هست. در حالی که چیزی که ما داریم ازش میگیم یا چیزی که ما باید ازش حرف بزنیم، فراتر از اینهاست. شاید این نمونه خوبی باشه از رویکرد روشنگرانه‌ای که مد نظر من هست.

شاید به خاطر روش ما باشه که همچین پست‌هایی نوشته میشه، ملت خیال می‌کنند که ما اصرار داریم راحتی و زیبایی مک رو رها کنید و بیایید از گنولینوکس استفاده کنید، یعنی ارزش حرفهای خودمون رو خودمون تقلیل دادیم به یه سری جدل‌های تکنیکی و نتونستیم پیام واقعی نرم‌افزار آزاد رو به درستی بیان کنیم.

امیدوارم منظورم رو خوب بیان کرده باشم.