ردیت، گوه‍ر پنهان اینترنت

مدتی است ردیت باز شدم و الان برام سواله که قبلا بدون ردیت چطور زندگی می‌کردم 😁

خیلی عجیبه که این سایت محبوب و فوق العاده رو ما کمتر می‌شناسیم و استفاده می‌کنیم. البته شاید شما همه ردیت باز باشید و من از قافله عقب بودم. نمی دونم..

ردیت یک شبکه اجتماعی فوق‌العاده است. برای دنبال کردن هر موضوعی فقط کافیه «ساب ردیت» اون رو در ردیت دنبال کنید. به جرئت میشه گفت اگر یک مطلب رو در ردیت دنبال کنید همیشه به روزید و تقریبا نیازی به منبع دیگری ندارید.

حالا ساب ردیت چیه:

برای تقریبا هر موضوعی که فکرش رو بکنید یک بخش مخصوص یا sub-reddit وجود داره. آدرس همه ساب ردیت ها هم اینجوریه:
Reddit.com/r/SUBREDDIT_NAME

مثلا
Reddit.com/r/Linux

این فقط مثال بود. هر کلمه ای که به ذهنتون رسید رو بعد از r بذارید و تست کنید.

کاربرهاش فوق العاده هستن، توی این سایت چیزهایی پیدا می کنید که واقعا هیچ جا دیگه پیدا نمیشه. مثلا اپ‌های فوق العاده برای اندروید که نه تو Play Store و نه f-droid و غیره نیستن.

اگر میخواهید عکس و GIF ببینید، کل کل فوتبالی کنید، مدیریت هزینه های زندگی رو یاد بگیرید، اخبار تکنولوژی رو دنبال کنید یا سریال محبوبتون رو پیگیری کنید، یا کلا هر مطلب دیگه ای، بهترین جا ردیته.

سیستم امتیازدهی باعث میشه کامنت های مفید بیان بالا و در کمترین زمان به بهترین جوابها برسید. یه جورایی مثل stack exchange

مدیریت قوی روی پستها و کامنت ها انجام میشه و مطالب بیخود سریع حذف میشن.

کلا کاربرها عالی هستن یعنی یک کامیونیتی خوب که در طول سالها رشد کرده و حسابی بهم کمک می کنند. سبک مخصوص خودش رو داره، و کلا داستانش با فیسبوک و توییتر و .. فرق می کنه.

یکی دیگه از ویژگیهای جذابش AMA یا ask me anything هست. هرازگاهی آدمهای مهم در حد اوباما و مدیرعامل فولان شرکت یا فولان هنرمند و … میان و یه جلسه AMA برگزار می کنن و شما تا یه زمان مشخص می‌تونید هر چی میخواهید ازشون بپرسید.

به چیز باحال دیگه در مورد ردیت اینه که کلی کلاینت و برنامه برای دنبال کردنش هست، اوپن سورس و غیر اوپن سورس..

ضمنا به خاطر بعضی صفحاتش، متاسفانه فیلتره. در حالی که اون صفحات یا ساب ردیتها رو میشد فیلتر کرد و نیازی به فیلتر کردن کل سایت نبود..

همین توضیح فکر کنم کافی باشه. خودتون میتونید تجربه‌ش کنید و ببینید چطور کار می‌کنه.

چگونه زبان انگلیسی یاد بگیریم؟

چگونه زبان انگلیسی یاد بگیرم؟

این سؤالی است که به خاطر رشته تحصیلی من زیاد ازم پرسیده میشه.

روشهای مختلفی برای یادگیری زبان هست که در کلاس زبان و یا در خونه میشه پیاده کرد و هر کدوم از روشها خودش داستانی داره.

اما یک نکته مهم این وسط وجود داره که اگر درک نشه، همه روش‌ها بی اثر یا کم اثر میشن،

و اگر درست درک بشه میشه با انواع روشهای آموزشی موجود زبان رو یاد گرفت. پس چه کلاس میرید و چه تو خونه مطالعه می‌کنید، به این نکته کلیدی دقت کنید:

یادگیری فعال

اون نکته کلیدی اسمش رو میگذارم «یادگیری فعال» یا اکتیو.

به این معنی که شما باید به شکل فعالانه و به معنی واقعی کلمه «درگیر» زبان‌اموزی بشید و مثل یک فعالیت ورزشی انرژی صرف کنید.

همونطور که کسی با تماشای تمرینات بدنسازی از تلویزیون، عضلاتش رشد نمی‌کنه، با روشهایی که «فشار» به زبان‌آموز وارد نمی‌کنن یادگیری زبان اتفاق نمی‌افته.

حالا با درنظر گرفتن این اصل می‌تونیم بفهمیم چه روشهایی مؤثر نیستند و وقتمون رو الکی برای اونها هدر نمیدیم.

چند تا مثال می‌زنم تا بحث روشن‌تر بشه:

تماشا کردن فیلمِ انگلیسی زبان روش موثری نیست و منفعلانه یا passive هست.

ولی همین تماشا کردن اگر همراه با تمرین و تکرار باشه، یعنی شما فیلم رو جمله به جمله متوقف کنید و هر جمله رو بعد از درکِ کامل (و مراجعه به دیکشنری) چند بار تکرار کنید، تبدیل میشه به یک فرایند اکتیو و موثر.

گوش کردن فایلهای صوتی آموزش زبان: passive و بی اثر

گوش کردن همراه تکرار و جستجوی معنی کلمات نا آشنا در دیکشنری: فعال و مؤثر

کلاس زبانی که فقط معلم حرف میزنه و شاگردها گوش می‌دن: passive و بی اثر

کلاس زبانی که در اون معلم شما رو به چالش می‌کشه و مجبورتون می‌کنه با اون یا همکلاسی‌ها بحث فعال داشته باشید؛ اکتیو و مؤثر

ارتباط معنا دار

یکی از عواملی که فرایند یادگیری رو تبدیل به یک فرایند مؤثر و اکتیو می‌کنه «ارتباط معنادار» یا meaningful communication هست. میگن زبان وقتی یادگرفته میشه که از اون برای ارتباط معنادار، جدی و واقعی استفاده بشه. یعنی باید سعی کنید حرفها و افکار واقعیتون رو به انگلیسی بیان کنید و همون حرفهایی که به فارسی می‌زنید، و واقعا براتون مهمه، رو به انگلیسی بگید، بخونید و بشنوید.

یک راه خوب برای ایجاد ارتباط معنادار: شما باید سعی کنید زبان رو با چیزهایی که در زندگی واقعاً براتون مهم هستن پیوند بزنید. مثلاً اگر خوره کامپیوتر یا ماشین یا فوتبال هستید باید سعی کنید در باره اون مسایل به زبان انگلیسی مطالعه کنید و به زبان انگلیسی حرف بزنید. برای دوستاتون یا حتی برای خودتون سخنرانی کنید. برید روی اینترنت و شبکه‌ها و سایتهای مرتبط با علاقه‌تون رو پیدا کنید و با افراد خارجی که علایق مشابه شما دارن حرف بزنید. علاقه شما به اون موضوع باعث میشه که مطالعه شما به یک فرایند اکتیو و معنادار و هدفمند تبدیل بشه و واقعاً به پیشرفت زبانتون کمک کنه.

امیدوارم این نوشته بتونه به کسی کمک کنه.

تبدیل SSH به VPN

اگر از یک تونل SSH برای اتصال به اینترنت استفاده می‌کنید و میخواهید کل ترافیک سیستم از SSH عبور کنه می‌تونید از sshuttle استفاده کنید.

بعد از نصب sshuttle کافیه این دستور رو بزنید:

sudo sshuttle --dns -vvr username@sshserver 0/0

نحوه استفاده از SOCKS PROXY در ترمینال

مدت زیادی بود که برای آپدیت کردن اوبونتو مشکل داشتم چون مخزن Google Chrome هنوز برای ایران بسته هست و مجبور بودم کروم رو دستی نصب کنم.

به همین دلیل دنبال راهی بودم که ترافیک ترمینال و برنامه‌هایی مثل apt-get از پروکسی رد بشه. این پست رو برای مراجعات بعدی خودم می‌نویسم ولی امیدوارم به درد شما هم بخوره.

من یک پروکسی ساکس دارم (با استفاده از shadowsocks) که به پورت 1080 گوش می‌کنه. یعنی مرورگر من با کانفیگ 127.0.0.1:1080 به عنوان socks proxy میتونه سایتهای مسدود رو باز کنه.

حالا privoxy رو از مخزن اصلی اوبونتو نصب می کنم و فایل کانفیگش رو به این شکل ادیت می‌کنم:

sudo nano /etc/privoxy/config

و این خط رو اضافه می‌کنم:

forward-socks5 / 127.0.0.1:1080 .

 اینجوری privoxy به عنوان پراکسی http ترافیک من رو میگیره و میفرسته به پراکسی socks.

حالا باید به برنامه‌ها بگم از privoxy به عنوان پراکسی استفاده کنن.

تو مرورگر ها این کار ساده است. پراکسی های http و https رو میگذارید روی 127.0.0.1 و پورت 8118

توی ترمینال این دستورها رو میزنیم:

export http_proxy='http://localhost:8118'
export https_proxy='http://localhost:8118'

و اما برای apt-get

sudo nano /etc/apt/apt.conf

و اینها رو اضافه می‌کنیم:

Acquire::http::Proxy "http://127.0.0.1:8118";
Acquire::https::Proxy "http://127.0.0.1:8118";

و تمام!

در جستجوی آقا معلم

یادمه در دوران مدرسه از جایی به بعد همیشه برام این سوال مطرح می‌شد که «با وجود کتاب، واقعا چه نیازی به معلم هست؟». به بیان دیگه وقتی خوندن بلدیم و در هر زمینه‌ای کلی کتاب خوب وجود داره و مطالب رو به صورت کامل و با ساختار مناسب و منطقی ارائه کرده اصلا معلم به چه دردی می‌خوره؟
ولی بیشتر بچه‌ها اینطور فکر نمی‌کردن و تصور «یادگیری بدون معلم» براشون محال بود.

خلاصه آدمها رو دو دسته می‌دیدم: اونهایی که علم رو در کتاب و منابع جستجو می‌کنند و اونهایی که همیشه دنبال معلم و استادند. یعنی یک «فرد».

همیشه از خودم پرسیده‌ام ریشه این وابستگی به «فرد» در فرایند یادگیری چیه؟
اون شخصی که میره پای تخته می‌ایسته و حرف می‌زنه دقیقا کدوم کار رو بهتر از کتاب انجام میده؟ شاید فقط در رفع اشکال بتونه موثرتر باشه.

حالا که سالها از دوران مدرسه گذشته باز هم گاه و بی‌گاه این سوال برام زنده میشه. به خصوص وقتی بچه‌هایی رو می‌بینم که به جای یه جستجوی ساده تو گوگل همیشه دنبال «افراد» هستن که مشکلشون رو حل کنن یا چیزی رو براشون توضیح بدن.

در حالی که در اغلب موارد جستجو وقت کمتری میگیره و زودتر به جواب میرسن. ولی همچنان مراجعه به شخص رو به مراجعه به منبع ترجیح میدن.

دلیلش چیه واقعا؟ تنبلی؟ نظام آموزشی معیوب؟ ندونستن زبان؟ کامنت بذارید و همفکری کنید لطفا.

Mutate یک لانچر جالب و کوچک

برای لینوکس چند launcher داریم از جمله لانچر خود یونیتی، سیناپس، کاپفر، گنوم دو و …

امروز داشتم دنبال راهی برای نصب سیناپس میگشتم که به Mutate برخوردم، یه لانچر خیلی سبک و ساده که علاوه بر جستجوی فایلها و اجرای برنامه‌ها، کارهای بامزه دیگه‌ای هم می‌کنه، مثل انجام محاسبات، ترجمه متن و حتی kill کردن برنامه‌های در حال اجرا و ….

1

3

2

راهنمای نصب و اطلاعات بیشتر اینجاست

برای دسترسی به تنظیماتش کلمه preferences رو تو خودش تایپ کنید.

میانبر پیشفرضش هم CTRL+D هست. یادمه یه زمانی تو لینوکس این شورتکارت سیستم رو ریبوت یا شات داون میکرد!

بازکردن منوی KDE با کلید Super

خیلی از کاربران عادت دارن که منوی اصلی سیستم رو با کلید سوپر یا همون کلید ویندوز باز کنن.

در KDE اما این ممکن نیست چون کلید ویندوز رو نه به عنوان یک کلید مستقل بلکه مثل CTRL و SHIFT و اینها به عنوان یک کلید modifier می‌شناسه (کلید meta)

برای تغییر این رفتار دو تا راه هست:

روش اول: استفاده از xmodmap

در ترمینال دستور xev | grep keycode رو میزنیم، کلید Super رو فشار میدیم و keycode رو یادداشت می‌کنیم. مثلا 133

حالا فایلی به نام .Xmodmap در Home میسازیم

kwrite ~/.Xmodmap

و این دستور رو بهش اضافه میکنیم:

keycode 133 = F13

اینجوری در واقع به سیستم میگیم که این کد مربوط به کلید خیالی F13 هست.

حالا

xmodmap ~/.Xmodmap

حالا به راحتی می‌تونیم بریم میانبر K menu رو به کلید سوپر تغییر بدیم.

منبع

روش دوم: استفاده از ksuperkey

راهنماش اینجاست

پی‌نوشت: روش دوم بهتره چون باعث میشه اگر شورتکاتهای دیگری با کلید سوپر استفاده می‌کنید حفظ بشن.  

انقلاب بیسوادی یا زبان فارسی در آستانه دگردیسی؟

اگر دقت کرده باشید تعداد غلطهای املایی در بین نسل جدید و کاربران نوجوان اینترنت به نحو محسوسی زیاد شده.

کافیه به شبکه های اجتماعی یا سایتهایی که کاربران نوجوان در اونها کامنت میذارن نگاهی بندازید.

نکته جالب اینکه بخش زیادی از این غلطها در موقع نوشتن کلمات عربی رخ میدن. مثل «غیور» رو «قیور» مینویسن یا به جای «مصاحبه»، «مساحبه» نوشته میشه.

دلیلش به نظر من فقط بیسوادی و تنبلی نیست، بلکه زبان فارسی احتمالا داره دچار یک تغییر تدریجی میشه.

حروفی که از عربی وارد الفبای فارسی شدن و در فارسی صدای یکسان دارن (مثال: ز-ض-ذ) کم کم دارن کاربرد خودشون رو از دست میدن. زبان فارسی نیازی به سه تا «ز» یا سه تا «س» و یا دو تا «ق» نداره و ممکنه طی یک فرایند تدریجی و طبیعی، این حروف رو در هم ادغام و عملا حذف کنه. اگر اینطور بشه، در آینده برای بسیاری از کلمات یک املای جدید یا یک یا چند املای جایگزین خواهیم داشت. یعن داستان حوله/هوله برای بسیاری از کلمات رخ خواهد داد.

چیزی که به نظر من این تغییر رو کلید زده گسترش اینترنت و پینگلیش نویسی هست. در پینگلیش شما فقط یه مدل س یا ز دارید و وقتی بعد از مدت زیادی پینگلیش نویسی بخواهید فارسی بنویسید ناخوداگاه تاثیرش رو نشون میده. شاید هم دلیلش چیز دیگری باشه.

بهرحال موضوع خوبی برای یک پژوهش زبانشناختی هست.

پی‌نوشت: یکی از دوستان در کامنتها مطلب جالبی رو مطرح کرد: معلمها ظاهرا دیگه اون سختگیری سابق رو روی املا ندارن.
نکته بعدی اینکه در گذشته مردم عملا نمی‌نوشتند! نوشتن منحصر بود به نوشتن مشق و انشا که اون هم داخل مدرسه و تحت نظارت معلم بود و یا نگارش نامه‌های اداری.

ولی الان همه از کودک تا آدمهای پیر دارن می‌نویسن: پیامک، وایبر، وبلاگ، کامنت و ….
یعنی به طور کلی بخش عمده ای از عمل نوشتن از سیطره معلم و مدرسه خارج شده و مردم با خیال راحت، غلط یا درست، می‌نویسند.

با Fluentizer انگلیسی یاد بگیرید

برنامه Fluentizer برنامه‌ای رایگان است که به شما کمک می‌کند چندین مهارت زبان انگلیسی از جمله روخوانی، درک مطلب و تلفظ را بیاموزید و تمرین کنید.

این برنامه کاتالوگی از کتابهای ساده انگلیسی در خود دارد که می‌توانید آنها را دانلود کنید. کتابها شامل متن و صدا هستند و همزمان با پخش صدا کلمات هایلایت می‌شوند. صدا هم واقعی هست، یعنی یک نفر واقعا کتاب رو براتون می‌خونه و Text to Speech نیست.  دیکشنری‌های مختلفی‌ هم در درون برنامه در دسترس شماست که کلمات متن را برای شما معنی‌ می‌کنند. خوشبختانه زبان فارسی هم پشتیبانی می‌شود.

Screen Shot 2014-10-20 at 4.54.55 PM

Screen Shot 2014-10-20 at 4.49.49 PM

Screen Shot 2014-10-20 at 4.59.29 PM

برنامه با Java نوشته شده و این یعنی در لینوکس، مک و ویندوز اجرا می‌شود، و البته نسخه اندروید هم دارد. دیگه چی می‌خواهید؟:)

دانلود

اتصال بدون پسورد به سرور از طریق ssh

این پست بیشتر یک یادآوری برای خودمه چون زیاد فراموش می‌کنم.

خیلی ساده است:

روی کلاینت (کامپیوتر خودمون) یک جفت کلید می‌سازیم:

ssh-keygen -t rsa

 وقتی راجع به Passphrase سوال کرد خالی میگذاریم و Enter می‌زنیم:

Enter passphrase (empty for no passphrase)

تا کلید ساخته بشه.

حالا کلید عمومی رو کپی می‌کنیم روی ماشین هدف:

ssh-copy-id USER@HOST

ذخیره مستقیم فایل‌ها در دراپباکس و سرویسهای ابری دیگر

افزونه Ballloon برای کروم کمک می‌کنه فایل‌ها رو مستقیما از روی وب در سرویسهایی مثل دراپباکس یا گوگل درایو ذخیره کنید. یعنی بدون اینکه نیاز باشه اول دانلود کنید، فایل مستقیما آپلود میشه.

کافیه لینک هر فایلی (عکس، ویدیو، موزیک، پی دی اف یا …)  رو به این افزونه بدید و بعد از چند ثانیه اون فایل داخل دراپباکسه.

ضمنا نشانگر ماوس رو روی هر عکسی نگه دارید آیکن دراپباکس ظاهر میشه و میتونه عکس رو مستقیم بفرسته اونجا.

snapshot3

می‌تونید تصور کنید چقدر می‌تونه مفید باشه. نیازی به توضیح بیشتر نیست.

ما مردم

تو ساختمونی که محل کارم اونجا قرار گرفته یه مشکل بزرگ داریم: آسانسور بیش از حد متعارف کنده و واقعا آزاردهنده است. یعنی شما می‌تونی بعد از زدن کلید آسانسور یه چایی بخوری و با دوستات گپ بزنی تا بالاخره به طبقات بالا برسه.

خیلی از واحدها شرکت‌های مهندسی هستند که آدمهای تحصیلکرده و نخبه در اونها مشغول به کارند.

با اینحال به جای تلاش برای رفع مشکل آسانسور، خیلی از ساکنان یه کلک یا حقه یاد گرفتن که از توقف آسانسور در طبقات دیگه جلوگیری می‌کنه و زودتر به مقصد میرسن. بعضی ها هم علاوه بر کندی آسانسور، به علت این تقلب همسایه‌ها حتی بیشتر معطل میشن. تنها گزینه‌ای که کسی بهش فکر نمی‌کنه صحبت با مدیر ساختمون و مطرح کردن مطالباته.

همین.

تخریب، شوخی ما با زبان فارسی

ترکیب «خراب کردن» به معنی «بی‌آبرو کردن» و «بدگویی کردن» یک ترکیب عامیانه و کوچه بازاری بود و در ادبیات رسمی کشور سابقه نداشت.

چند سال پیش بود که عده‌ای این رو به مصدر تبدیل کردند و «تخریب» رو به معنی بدگویی و توهین بکار بردند.

حالا جالبه که این واژه خیلی رسمی شده و در ادبیات رسمی و در مطبوعات هم به کار می‌ره، در حالی که از اساس یک تعبیر عوامانه و من‌درآوردی بوده. کافیه مطبوعات رو ورق بزنید تا در مذمت تخریب مطالب زیادی رو ببینید. در حالی که فعل «خراب کردن» هنوز هم تعبیر عامیانه و محاوره‌ای به حساب میاد.

نکته اینجاست که کسی که اولین بار تخریب رو به کار برده، احتمالاً به دلیل کم‌سوادی و فقر واژگانی دست به دامن عبارات محاوره‌ای شده، ولی الان مصدر ساخته شده از همون کلمه عامیانه، رسمی و درست به نظر میاد. این‌هم از عجایب زبانه..